ز.ی.پ.ی.ش اسم مستعاریه که برای رئیس جدیدمون در نظر گرفتم.یعنی واقعا اگر کلمه ز.ی.پ.ی.ش میخواست صورت فیزیکی به خودش بگیره حتما شبیه این رئیس جدیده می شد.استرسی، سریع الواکنش، یه کارو به ده نفر بسپر، بی ادب، بی ملاحظه ، سخت گیر، پدر کارمند دربیار ، برای آخر هفته مشق تعریف کن، تکلیف منزل تعریف کن و .... حالا خوشگلش اینجاست که م.ع.ا.و.ن این موجود هم باشی که البته واسه من تا سه چهار ماه اول کار باهاش سخت بود که الان دیگه با اخلاقای خوشگلش ساختم و اونم اولش انگار زیاد منو جدی نمی گرفت چون زنم ولی بعدش که یکم کرامات جلیه و خفیه امون رو دید ایمان آورده بهم و روم حساب میکنه ولی چون اخلاقش از دقیقه ای به دقیقه ای عوض میشه هیچ نظر قطعی ای در مورد بهبود اخلاقش نمیشه داد.

رئیس درازه رو کله پا کردن سر درگیری با این و اون و جنگ و دعواهاش و اینو بر ما مسلط کردن به جاش.رئیس درازه دوشای آیوروداییش پیتا بود و جتگجو اینو که اولش اومده بود هی تو دلم میگفتم این چیه می تونه باشه یکی دو روز درگیر بودم که یه دفعه یه لامپی تو سرم روشن شد به چه بزرگی و چونان ارشمیدس فریاد برآوردم اورکا اورکا  دوشاش واتا بود واتا یا ابالفضل واتا! و تو چه دانی که واتا چیست.

خواستگاره رو رد کردم.به هم نمیخوردیم.الان یکی دیگه اجازه گرفته بیاد حالا این تحصیلاتش از من پایین تره و شغل آزاد ولی بازم پولداره یعنی خیلی از ما پولدارترن.نمیدونم چرا خدا درخواست آدمو چپه پاسخ میده من هزار بار تو هزار مجلس گفتم اگر چیزی از مردی بخاد منو جذبش کنه تحصیلاتشه نه پول خودش و خانواده اش بازم هر کی زنگ میزنه بیاد اونی رو که برای من مهمه رو نداره اونی رو که برای من مهم نیستو داره.نمی دونم بگم بیان یا نه؟ سر درگمم.خواهرم میگه حداقل یه جلسه ببینش بعد اگر نخواستی رد کن.اینا خیلی وقته اجازه میخان بیان ولی من واقعا عذاب وجدان میشم خواستگاری رو رد میکنم وبیچاره ها این قدر وقت میزارن میان.گل و شیرینی آنچنانی بخر ببر آخرشم دختره بگه نه.خب من که از اول میدونم نه.آخه این اخلاقیه؟درسته؟خدایا فقط تو رو دارم.خودت کمکم کن تصمیم درستو بگیرم.حرف و حدیثای این خاله خانباجی ها هم تموم بشه.خلاص به کسر خ

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی ۱۳۹۶ساعت 0:24  توسط سمن |